دوران نقاهت

سلام به همه دوستان و اظهار محبت هاشون به هر طریق که تونستن .. امیل و تلفن

 

 و کامنت های همه جوره....

 

دست راستم که از ۳ جا شکسته و پلاتین داره خیلی اذیت می کنه ... پلاتین های

 

پای راست و دست چپ و زانوی چپ و ۷ عمل روی فکم که سره جای خودشون که

 

فعلا" هر شب ۵ تا قرص و چند قاشق شربت و چند تا آمپول مهمونم هستن تا ... اما

 

خدا ی بزرگ و باریتعالی.....

 

رو شکر که زنده ام و بازم داداش دکترم که اگه بموقع اون وقت صبح نبود بالای سرم و

 

منو ظرف کمتر از ۲۰ دقیقه به اتاق عمل نرسونده بودو تا ۲روز و نیم که از کما در

 

اومدم با خانواده و هماهنگیهاش با متخصصین نبود ... منم الان نبودم که هنوز مثه یه

 

عقاب بالا سرم ازم ........و البته آقای صابری عزیز نماینده ی رییس بیمارستان که

 

تمام لحظات بود تا من بمونم...و دیگه ی مقامات استان که بالای سرم اومدن .... از

 

همه ممنونم تا یکی دو ماه دیگه که کم کم بپا  شم...

عمر دوباره

سلام به همه دوستان

الان با دست چپم می نویسم و خیلی سخته...

 

من روز۲۳ مهر ساعت ۳ صبح یک  کامیون با فاصله ی نزدیکی راهم و برید و

 

من با سرعت خوردم به وسط کامیون و ۲۰۶ ام داغون شد و کامیون افتاد اما

 

بی وجدان به جایی آمبولانسی-پلیسی زنگ نزد - زاپاس ماشینشو باز کرد

 

وگفت من مردم دیگه... رفت خونه خوابید تا دو تا سرباز بعد ازیه ساعت که

 

من تو ماشینه داغونم بودم و خون ازم می رفت -با اصرار به راننده سواری

 

که توش بودن گفتند -ماپیاده میشیم -راننده گفت این وقت شب ماشین کجا

 

پیدا می کنین که برین خدمت ... اما اونا با اصرار پیاده شدند و دیدند دوشم

 

تکان خورد ... گفتند زنده هستش .. از در عقب منو بیرون کشیدند و چند تا

 

توی صورتم زدند من توی بیهوشی شماره تلفنه منزل را گفتم و دوباره

 

بیهوش شدم که او بعد از تماس منو بیمارستان برد و اگه داداش دکترم نبود

 

دست راستم حداقل قطع بود البته بعد از لطف خدای بزرگ که منو ظرف ۲۰

 

طوری آماده عمل کرد که جراح که روز ۵  شنبه ۵ صبح خواست بره گیر کرد

 

ومجبور شد که .... و الان ۴ دست و پام پلاتین خارجی مهمان داره و فک

 

صورتم از چندین جا عمل شد و .... امروز تا اینجا تونستم به دوستان خبر بدم

 

و التماس دعا دارم ...خوشبختانه ضربه مغزی یا ... نشدم و تا چند ماه دیه

 

بهتر از قبل بلند میشم ....

 

امروز ۲۶ آبان ه که مامان اینا واسه مشهد برنامه داشتند که واسه من

 

کنسل شد...

 

شبا دردای شدیدی دارم خصوصا که داداش دکترم با امپول یه جوری

 

می خوابونم...روزی ۴ تا امپول و ۶ تا قرص فعلا می سازیم تا ....

التماس دعا از همه ی دوستان... تا بعد